...
عاشق هم باشید،اما عشق را به بندی بر پای یکدیگر بدل نکنید
بگذارید تا عشق دریایی باشد خروشان در میان سواحل روحتان
با هم بخوانید و پای کوبی کنید و شاد باشید
اما حریم تنهایی یکدیگر را پاس بدارید
که تارهای عود از هم جدایند گرچه یک نغمه را می نوازند
دل هایتان را به هم بسپرید و نه آزادیتان را
چه فقط دستان زندگی گنجایش قلب های تان را دارد
در کنار هم بایستید،اما نه آنچنان نزدیک،که ستون های معبد دور از هم پابرجایند ،و درخت بلوط و سپیدار زیر سایه هم رشد نمی کنند
............................
پائیز را به حرمت نام تو آغاز می کنم .
شب بی پایان من ...
باران از هر طرف که خواست ببارد
رد کوچ را می شناسم
با تو بر آب می روم ...
+
روایت شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:27 از دل وحشی امیر
|

|