دلم میخواد حرفهای دلم رو بهش بزنم
یه حسی میگه خوددار باش
تا در اندیشه او زنجیری نسازی
که آزادی اش خدشه بردارد
در برابرت سکوت خواهم کرد
تا هر کس که خواست برای تو کسی شود
بتواند
مرنج و مرنجان آي آسمان تو را به فروغ ستارگانت ما را به سوي روشنايي جاودان ببر همه زخم هاي من از عشق است وقتی آفتاب در میاد خاطرات لطیف باران از بین می رود به دنبال آفتاب باش